شادمانه

جوک

عاشقانه ها

عکس های زیبا

مطالب کوتاه و خواندنی

فال و سرگرمی

خانه برچسب ها مطالب کوتاه و خواندنی

برچسب: مطالب کوتاه و خواندنی

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش : به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به...

مرد ماهیگیر فقیر و ظلم پادشاه

مرد ماهیگیر فقیر و ظلم پادشاه ﻣﺮﺩ ﻋﯿﺎﻟﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﺳﻪ ﺷﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ وادار کرد ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ...

آرامش برگ یا سنگ

آرامش برگ یا سنگ حکایت مرد جوانی است که کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود....

پسرک فال فروش

پسرک فال فروش از پشت پنجره نگاهش میکردم. پسرک فال فروش دیگر شده بود جزو انرژی های مثبت هر روز صبح! ده یازده سال بیشتر...

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد اندر حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد روایت شده است که: شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون...

سه نفر محكوم به اعدام

سه نفر محكوم به اعدام روایت می کنند: در اوایل انقلاب فرانسه، سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند، آنها عبارت بودند از مرد...

بافتن

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش، اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود،...

صاحب زیباترین قلب دهکده

صاحب زیباترین قلب دهکده روزی مرد جوان و بلندبالائی به وسط میدانگاه دهکده رفت و مردم را دعوت به شنیدن نمود. او با صدای رسائی...

پسرک واکسی

پسرک واکسی  ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرک واکسی حدوداً هفت ساله جلو آمد و...

باهوش ترین سگ

باهوش ترین سگ قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند، اما کاغذی را در دهان سگ...

مادرم

فقط ۸ سالم بود، تنم بوی مدرسه میداد، بوی دبستان، بوی لقمه هایی که مادرم در کیفم می گذاشت، آخ که چقدر این بو...

اعتماد

تا اون موقع زیاد از خانواده دور نشده بودم و حالا قرار بود به مدت چند سال برای تحصیل به یه شهر دیگه سفر...

پاداش نیکی

پاداش نیکی چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا...

خسیس

خسیس مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند. کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک...

سنجش ایمان

سنجش ایمان مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که...

شاید این مطالب را هم بپسندید

بدون تصویر

جوک (پیغامگیر شعرا)

حکایت عشق من و تو

حکایت عشق من و تو

قانون بالُن

قانون بالُن

محبوب ترین مطالب

شادمانه

جوک

عاشقانه ها

عکس های زیبا

مطالب کوتاه و خواندنی

فال و سرگرمی

شادمانه

جوک

عاشقانه ها

عکس های زیبا

مطالب کوتاه و خواندنی

فال و سرگرمی