جوک خنده دار 120

0
87
جوک خنده دار 120

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

 به یارو میگن با شاش جمله بساز، میگه: ﺷﻮﻫﺮﻡ رفته خونه یکی از داداشاش

میگن منظور از شاش به معنی جیش!

میگه: پس حتماً رفته خونه آبجیش :)))

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

يه پيرزنه ٩٠ ساله عكسشو ميبره عكاسى ميگه اينو برام فتوشاپ كنيد.

نه آرايشم كنيد نه جوانم كنيد. عكاسه ميگه پس چيكار كنيم؟

پيرزنه ميگه يه گردنبند الماس و يه انگشتر ياقوت به عكسم اضافه كنيد

كه بعد از مرگم عروسام آنقدر بگردن دنبالش تا نفسشون در بياد… 🙂

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

طرف رفت ماشینشو بیمه کرد.

کارمند بيمه: امیدوارم هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی.

طرف گفت :

انشاالله تو هم از پولش خیر نبینی ..emoji

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

‏یکی از فامیلامون سه بار ازدواج ناموفق داشته اونوقت تو کارت عروسی چهارمش نوشته:«قایقی خواهم ساخت و…»

داداش تو اگه تایتانیک هم بسازی کسی با جلیقه نجات هم سوارش نمیشه.

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

آیا دوست داريد

هميشه و همه جا بدرخشيد؟!

به خودتان اكليل بزنید…

چيه؟ راه ديگه ای بلديد به منم بگید emoji

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

حیف نون ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ، ﻗﺎضی ﮔﻔﺖ ﺧﺎﮎ تو سرت این چهارمین باره که میارنت اینجا ….

  حیف نون میگه خاک تو سر خودت که همیشه اینجایی emojiemoji

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

مورد داشتیم آقاهه میره نوار قلب بگیره، خانمش میاد به پرستاره میگه ببین به جز من کسی دیگه تو قلبش نیست

میگن دستگاه نوار قلب بجای زیگزاگ؛ موج مکزیکی میرفتهemojiemojiemoji

*** ***    جوک خنده دار 120   *** ***

ناصرالدین شاه و زغال فروش حاضر جواب

گویند ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به ذغال‌فروشی افتاد. مرد ذغال‌فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه ذغال‌ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود. ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت: بله قربان.
ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: جهنم بوده‌ای؟
ذغال فروش زرنگ گفت: «بله قربان!»

شاه از برخورد ذغال‌فروش خوشش آمده و گفت:
چه کسی را در جهنم دیدی؟
ذغال‌فروش حاضرجواب گفت: اینهائیکه در رکاب اعلاحضرت هستند همه را در جهنم دیدم.
شاه به فکر فرورفته و بعد از مکث کوتاهی گفت:
مرا آنجا ندیدی؟
ذغال‌فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده که ممکن است دستور قتلش صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را ادا نکرده است. پس گفت: اعلاحضرتا، حقیقش این است که من تا ته جهنم نرفتم!😁😂

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.