سه نفر محكوم به اعدام

0
890
سه نفر محكوم به اعدام

سه نفر محكوم به اعدام

روایت می کنند: در اوایل انقلاب فرانسه، سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند، آنها عبارت بودند از مرد روحانی، وکیل دادگستری و یک نفر فیزیک دان. می گویند در هنگامه ی اعدام این سه نفر، مرد روحانی پیش قدم شد، سرش را زیر گیوتین گذاشتند، و از او سؤال کردند: 
حرف آخرت چیه؟ گفت : خدا…. خدا…. خدا….
 او مرا نجات خواهد داد، وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد…. مردم تعجب کردند، و فریاد زدند: آزادش کنید!، آزادش کنید! خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت.

 نوبت به وکیل دادگستری رسید، از او سؤال کردند: 
آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟ گفت: من مثل مرد روحانی خدا را نمی شناسم ولی درباره عدالت بیشتر می دانم، عدالت…. عدالت…. عدالت…. 
گیوتین پایین رفت، اما نزدیک گردنش ایستاد، مردم متعجب، گفتند: آزادش کنید! آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد.

 آخر کار نوبت فیزیکدان رسید، سؤال شد، آخرین حرفت را بزن، او گفت: من نه روحانیم که خدا را بشناسم و نه وکیلم که عدالت را بدانم، 
اما من می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود! با نگاه به آن دریافتند و گره را باز کردند، تیغ برّان برگردن فیزیکدان فرود آمده و آنرا از تن جدا کرد.

.. گفته اند: لازم است گاهی دهانت را بسته نگاه داری، هر چند حقیقت را بدانی! 
چه فرجام تلخی دارند آنان که به “گره ها” اشاره میکنند.

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.