جوک و لطیفه ۱۱۶

0
545
جوک و لطیفه ۱۱۶

جوک و لطیفه ۱۱۶

*۱ – ﺭﻭ ﺗﻠﻔﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ؟ ! ﻧﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻡ ﺳﯿﻤﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺩﻡ.
۲ – ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺧﯿﺴﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺩﻭﺵ ﮔﺮﻓﺘﯽ؟ ! ﻧﻪ ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺷﺘﻪﺀ ﻭﺍﺗﺮ ﭘﻠﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﺍﺩﻡ.
۳ – ﺗﻮﯼ ﻃﺒﻘﻪ ﻫﻤﮑﻒ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﯼ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﺎﻻ؟ ! ﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺳﻮﺋﯿﺖ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ.
۴ – ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﺩﺍﺭﯼ ﭼﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ! ﺧﺐ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ.
۵ – ﺭﻭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺑﯽ ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺑﺴﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟ ! ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻤﯿﺮﻡ.
۶ – ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﻧﻤﺎﺯ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ؟ ! ﻧﻪ ﻣﺎ ﺗﺎﯾﻢ ﺍﻭﺕ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯿﻢ … ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍﺍ

جوک و لطیفه ۱۱۶

عاقد: عروس خانم وکیلم؟ عروس : پَ نَ پَ … تو این بی شوهری می رم گل بچینم!

جوک و لطیفه ۱۱۶

زن جوانی که شوهر میلیاردری داشت ، دچار سرطان کلیوی شد، بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد، هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش و دوستان جوانش برای عیادتش می امدند در جواب همه انها که بیماری اش را میپرسیدند میگفت * ایدز * دارد. این امر توجه دخترش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از مادرش پرسید: مادر جان چرا به آنها میگویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگریست ؟ مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا میرسد، این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم، بفکر ازدواج با پدرتان نیوفتن …!! گویند شیطان بعداز شنیدن اینحرف در گوشه ی مجلس به خودزنی, گریه و استغفار و در آخر به سجده ی زنها، مشغول شد…!

جوک و لطیفه ۱۱۶

یه خانم برای اولین بار داخل اتوبان رانندگی میکنه… شوهرش بهش زنگ میزنه : عزیزم خیلی مواظب باش همین الان رادیو اعلام کرد که یه نفر تو اتوبان بر خلاف مسیر داره رانندگی میکنه. خانم جواب داد : یه نفر؟این احمقا هزار نفرن..!!!

جوک و لطیفه ۱۱۶

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻌﻄﻴﻼﺕ ﺑﺎ ﻳﮏ ﺗﻮﺭ ﻋﺎﺯﻡ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺑﻮﺩم، ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺗﻮﺭ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺑﻮﺩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺗﻮ ﺣﻴﺎﻁ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ …

جوک و لطیفه ۱۱۶

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو انجام ندن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن! بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم . خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم! روز بعد خبری نشد، روز بعدش هم همینطور. روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم، وقتی بیدار شدم رفته بود .
زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار. روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .
زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم! اما روز اول چیزی ندیدم! روز دوم هم چیزی ندیدم! روز سوم هم چیزی ندیدم! ولی خدا رو شکر روز چهارم با چشم چپ یکم دیدم!!!!

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.