عطر باران

0
380
عطر باران

عطر باران

در تراس خانه مان باران هياهو ميكند
بوي عطرش در اتاقم باز جادو ميكند

قطره قطره خاطراتت از كنار پنجره
ميچكد، شمع نگاهم…باز سو سو ميكند!

رفتگر در امتداد روزگار رفتنت،…
كوچه را با مهرباني آب و جارو ميكند

روح سركش دست در صندوقچه دل برده و
پيرهن هاي تو را در دست هي بو ميكند

ساعت ديوار هم از انتظارت خسته شد
جاي او لبهاي من هر لحظه كو كو ميكند

قايقي بر موج چشمان ترم راهي شده
دستهايم راه آنرا خوب پارو ميكند .

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.