عشق من رو سوی فردا کرد و رفت

0
339
عشق من رو سوی فردا کرد و رفت

عشق من رو سوی فردا کرد و رفت….

نامه های کهنه را تا کرد و رفت

خسته شد از من دلش طاقت نداشت

اشک چشمم مثل دریا کرد و رفت

از من و شادی من بیزار بود

گریه هایم را تماشا کرد و رفت

با حضورش غصه ها زخمی شدند

زخم غم ها را مداوا کرد و رفت

قلب من در دست او هم می تپید

قلب را خاک کف پا کرد و رفت

دل به زیر پای او فریاد زد

سر به سوی آسمان ها کرد و رفت

گفتمش چشم انتظارم تا ابد

انتظارم را چه زیبا کرد و رفت

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.