عشق من رو سوی فردا کرد و رفت

0
405
عشق من رو سوی فردا کرد و رفت

عشق من رو سوی فردا کرد و رفت….

نامه های کهنه را تا کرد و رفت

خسته شد از من دلش طاقت نداشت

اشک چشمم مثل دریا کرد و رفت

از من و شادی من بیزار بود

گریه هایم را تماشا کرد و رفت

با حضورش غصه ها زخمی شدند

زخم غم ها را مداوا کرد و رفت

قلب من در دست او هم می تپید

قلب را خاک کف پا کرد و رفت

دل به زیر پای او فریاد زد

سر به سوی آسمان ها کرد و رفت

گفتمش چشم انتظارم تا ابد

انتظارم را چه زیبا کرد و رفت

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.