شعری از سهراب سپهری

0
512
بدون تصویر

شعری از سهراب سپهری

صبح امروز کسی گفت به من؛
تو چقدر تنهایی
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی… تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من…
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من…

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.