نگاه تو

0
438
نگاه تو

نگاه تو

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﭘﺮﭼﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﯿﺪﻥ
ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﺩﺭ ﭘﻠﮏ ﻫﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻨﻢ
ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺁﺷﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺭﺧﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﻫﺮ ﺷﺐ
ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﭘﻬﻦ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻣﻦ ﺍز ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻠﻮﻉ
ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ یک ﺁﯾﻪ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ……

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.