حکایت عشق من و تو

0
681
حکایت عشق من و تو

حکایت عشق من و تو

حکایت عشق من و تو ، حکایتقهوهايست كه امروز به ياد تو تلخ تلخ نوشيدم..! .

كه با هرجرعه، بسيار انديشيدم كه اين طعم را دوست دارم يا نه!

و آنقدر گير كردم بين دوست داشتن و نداشتن كه انتظار تمام شدنش را نداشتم!

و تمام كه شد، فهميدم باز هم قهوه ميخواهم

حتي تلخ تلخ !

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.