جوک

0
586
بدون تصویر

جوک

✴——–۰*۰*۰*۰۰۰۰۰*۰*۰*۰——–✴

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ

ﺁﻣﺪ : ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﻱ ﻗﻄﺎﺭﻱ ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺎﺳﺮﻋﺖ 80 ﻛﻴﻠﻮ ﻣﺘﺮﺩﺭﺣﺎﻝ
ﺣﺮﻛﺘﻪ
ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻣﻪ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﻛﺮﺩﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮﺍﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻦ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ
ﻗﻄﺎﺭ ﻛﻢ ﻣﻴﺸﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﻱ ﺧﺎﺭﺝ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﻫﻢ
ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﻴﺎﺭﻱ . ﺷﺎﮔﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﻏﻠﻄﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ !
ﻧﻔﺮﺑﻌﺪﻱ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ
ﺍﺳﺘﺎﺩﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺗﻮﻱ ﻗﻄﺎﺭﻱ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺎﺳﺮﻋﺖ 75 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭﺳﺎﻋﺖ ﺣﺮﻛﺖ
ﻣﻴﻜﻨﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻣﻪ ﺗﻮ ﭼﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﭘﻠﻴﻮﺭﻣﻮ ﺩﺭﻣﻴﺎﺭﻡ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺩﻣﺎﻱ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﻲ ﮔﺮﺍﺩﻩ
ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﺎﻣﻮ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻡ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻫﺴﺖ .
ﮔﻔﺖ : اگه با ده ﻧﻔﺮ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﺟﻮﺭ هم توی کوپه تنها باشم من اون پنجره ى لعنتی و باز نميكنم

✴——-۰*۰*۰*۰۰۰۰۰*۰*۰*۰——–✴

جوک

زنه به شوهرش میگه:

از حاج رحمان یاد بگیر، از بس زنشو دوست داره ؛
بعد از فوت زنش مسجد ساخت به نام زنش
شوهره میگه:
عزیزم منم زمینشو خریدم، آماده‌ست؛
منتها تاخیر از خودته

✴——–۰*۰*۰*۰۰۰۰۰*۰*۰*۰——–✴

یک شب وقتی نلسون راکفلر ثروتمند معروف و خانومش از گردش در شهر به خانه برگشتند
زن دچار سرفه ناگهانی شدیدی شد و مدام سرفه کرد؟

شوهرش با اضطراب و دستپاچگی پرسید:؟
– عزیزم به من بگو چی برای گلویت خوب است تا بروم و بخرم.
خانم بلافاصله دست از سرفه کردن برداشت و با لبخندی ملوس گفت:

– آن گردنبند زمرد سبزی که در جواهر فروشی سر کوچه دیدیم !

جوک

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.