جوک فرشته نگهبان

0
513
بدون تصویر

جوک فرشته نگهبان

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست!

او ایستاد، همان لحظه آجری جلوی پاش افتاد.

نفس راحتی کشید و به راه افتاد. تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست!

همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد.

او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت!
گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم، تو كدوم گوري بودي؟؟!!!!
گفت خبر مرگم دو دقیقه رفتم دستشویی امدم دیدم ریدی تو زندگیت…..

شادمانه

کانال تلگرام شادمانه را دنبال کنید

مطلب قبلیجوک
مطلب بعدیزمان
mm
خداوند برکتے عظیم به نام "زندگے" به تو بخشیده است . تو چه چیزے به او تقدیم می کنے ؟ هر روز چیــزے هر چند کوچک به او تقدیم کن ، مقداری عشق به مخلوقاتش . . .

پاسخی دهید

لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.